tahsil-660x330

نوشته: احمد فرید فرزاد هروی

امروزه بسیاری از جوانان مسلمان با مشاهدهی فقر علمی و اقتصادی در زنده گی مسلمانان در بعضی از کشورهای اسلامی و مقایسه ی چند کشور عقب افتاده ی آفریقایی و یا آسیایی از نظر تکنولوژی با کشورهای پیشرفته ی غربی بدون کدام تعمق به این نتیجه می رسند که جهان اسلام، جهانی عقب مانده است و عاملش نیز «اسلام» است زیرا اسلام نمیتواند خودش را با پیشرفت و دست آوردهای عصری هماهنگ سازد و با شرایط امروزی توافق نماید، اسلام توان حل علوم عصری را ندارد و به عنوان یک دین، با تحصیل علوم دنیایی و عصری مخالف است. بعضی از جوانان حتی قدم فرا تر گذاشته و می گویند اسلام در حقیقت با پیشرفت و ترقی و علوم صنعتی امروزه مخالف است.

این تفکر یک جوان مسلمان امروزی است که یا در دانشگاه های غربی تحصیل نموده و یا هم در کشوری اسلامی در یک دانشگاه وابسته به غرب درس خوانده است. این جوان تاریخ اسلام را مانند تاریخ مسیحیت می داند و فکر می کند اسلام امروزه در جایگاهی مانند جایگاه مسیحیت در قرن هیجده ی اروپا، قرار دارد و آنچه بر سر مسیحیت آمد، باید بر سر اسلام نیز بیاید.

با اندکی تعمق می توان دریافت که این افکار جز تلقینات واهی چیز دیگری نیست که در نصاب تعلیمی غرب قرار دارد و جوانان ما را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

جوانان مسلمانی که مطالعه ی عمیقی از تاریخ صدر اسلام و قرن های اول اسلام دارند و اوضاع کنونی جهان اسلام را به صورت پیگیر مطالعه می نمایند، می دانند این موارد جز دروغ¬های تاریخی که و تحریف تمدن انسانی چیزی نیست. این افکار پوچ در چند قرن اخیر –استیلای غرب- توسط استشراق و تبشیر وارد حریم فکر عده یی از جوانان مسلمان گردیده است. این افکار گرچه کم کم جایگاه خویش را با روند رو به رشد کشورهای اسلامی از دست می-دهد، اما لازم است تا قلم های روشنگر بازهم برای غفلت زدایی از اذهان چنین جوانانی که تا هنوز تحت تأثیر فرهنگ غرب قرار دارند، حقایق را بنگارند.

ما اکنون در حالی از جهان اسلام سخن می گوییم که امروزه مسلمانان بعد از سپری نمودن یک دوران کوتاه خواب و غفلت دوباره با موجی از بیداری، رشد و انکشاف وارد عرصه ی جهانی شده اند. جهان اسلام اکنون نه تنها به یک قدرت تبدیل گشته، بلکه به عنوان تنها رقیب پیروزمند در مقابل غرب قد اعلم نموده و مایه ی امیدی برای تمام جهانیانی که از مادیّت و سردرگمی در میان افکار و اوهام باطله خسته شده اند، مبدل گشته است و این روند بخوبی نشان می دهد که برای آینده¬ی بشریت جز اسلام را نمی توان متصور شد. (1)

برای روشنایی هرچه بیشتر جوانان مسلمان اکنون نظری کوتاه به مفهوم تمدن می اندازیم و بعد حقایقی را از خدمات علمی مسلمانان به جهان بشریت مرور خواهیم نمود.

تمدن چیست؟

تمدن عبارت از «محصول و دستاورد انسان مدنی و اجتماعی است، با ویژه گی ها و خصوصیات فکری، روحی، درونی، رفتاری برای تحقق بخشیدن به اهداف مردمی و اصول و ارزش های انسانی و هر آنچه که این انسان ها برای پیشرفت خود می پسندند و به آن نیاز دارند…» (2)

اصولاً تمدن دارای دو بُعد وابسته به هم می باشد:

1. بُعد معنوی: عبارت از شناخت کامل انسان از خویشتن، دستیابی به ارزش¬های متعالی انسانی، روحی، فکری، اخلاقی، آزادی و…..

2. بُعد مادی: عبارت از پیشرفت های مادی برای بهبود زنده گی بشری شامل صنعت، تجارت، اختراع و اکتشاف و امور تجربی.

در حقیقت اصل تمدن را همان بُعد اولی آن تشکیل می¬دهد و بُعد دوم به عنوان مکمل آن محسوب می گردد. لذا تمدنی متکامل است که هر دو جنبه را به هم پیوست داده و هم انسان را با ارزش های روحی و اخلاقی آراسته سازد و هم شاهراه پیشرفت و ترقی مادی را برایش بگشاید و برپایی چنین تمدنی ممکن نخواهد بود؛ مگر در پرتو تعالیم و رهنمودهای الهی برای نسل بشر. ازین رو، در طول حیات بشر هرگاه انسان ها به تمدنی دست یافته اند که بر مبنای تعالیم الهی استوار نبوده، همواره به بیراهه و انحراف کشیده شده است و طول عمر آن نیز چند صباحی بیش نبوده است و بعد از انقراض نیز ثأثیرات آن از بین رفته و چه بسا که یاد و خاطره ی آن نیز از ذهن تاریخ هم فراموش شده است. اما در میان تمدن های ریز و درشت در برهه ی از زمان به تمدن شگوفایی بر می خوریم که شالوده¬ی آن بر اساس وحی الهی برای انسان نهاده شد و توسط مردمانی که خداوند آن ها را برای ترویج این تمدن بزرگ برانگیخته بود، در مدتی محدود در سراسر گیتی ریشه دوانید و شکوهمندترین تمدن حیات بخش را برای انسان ها رقم زد. آری و آن تمدن اسلامی بود.

تمدن اسلامی، تمدن معنا و ماده:

نگاهی گذرا به تاریخ تمدن اسلامی و سهم بارز آن در تحرک انسان¬ها برای خداجویی، یکتاپرستی، اهتمام به ارزش های انسانی و اخلاقی و  پیشرفت و ترقی و آبادانی زمین به خوبی برای ما واضح می سازد که این تمدن جدا از همه تمدن های زمینی و بشری بوده است زیرا با درایت خاص هم نهایت توجه را به معنی و ارتباط انسان با پروردگارش مبذول داشته و هم سعی و تکاپو را برای تفکر در خلقت زمین و آسمان و تلاش برای پیشرفت و ترقی را در وی زنده کرده است. برخلاف مسیحیت –مسیحیت تحریف شده- که در تعالیم آن «دین و علم» دو جز مجزا از هم و ناقض هم شمرده می شد؛ در اسلام نه تنها که تحصیل علم و دانش توصیه گردیده بلکه این اسلام بود که انسان های بادیه نشین عرب را انگیزه داد تا شکوهمندترین تمدن انسانی و جهانی را پدید آورند و به دنیا عرضه نمایند.

حقیقت این است که مسلمانان بیش از چهارده قرن سکاندار تمدن جهانی و پیشقراولان عرصه ی علم و صنعت بوده اند و در طول تمدن پویای اسلامی خویش که هم به ماده توجه داشت و هم به معنویت انسان، توانستند در هر دو بُعد به پیشرفت های عجیبی دست یابند. مسلمانان سنگ زیربنای تحقیق و مطالعه در طبیعت و پدیده های علمی را گذاشتند و درین عرصه دست آوردهایی چشمگیری هم داشتند و مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم درخشنده-ترین دوران حیات انسان از نظر تمدن مادی و معنوی دوران «استیلای مسلمانان» بر جهان بوده است که در پرتو رهبری خردمندانه و رهنمون های اسلامی جهانیان به آرامش و سعادت رسیدند. این حقیقت وقتی برای مان آشکار تر می گردد که آن زمان درخشان را با عصر «استیلای غرب» که پس از رنسانس غربی قرن 18میلادی آغاز گردید با هم مقایسه نماییم و ببینیم که از همان آوان، دیگر جهان روح آرامش و آسایش را به خود ندیده است و جهان بشریت از غرب، جز استعمار، استثمار، سلطه طلبی و…. سو استفاده از سکوی قدرت جهانی برای در بند کشیدن سایر ملت ها دیگر چیزی در ذهن ندارند.

در حقیقت تمدن اروپا میراث بر تمدن شکوهمند اسلامی بود که تهداب آن در سرزمین های اسلامی و اندلس گذاشته شد. اما تمدن غربی با غرق شدن در مادیّت محض هیچگاه نتوانسته است به جنبه ی اصلی تمدن که همان معنویت باشد اندکی توجه داشته باشد، روی این لحاظ هیچگاه نمی توان غربیان را صاحبان تمدن حقیقی دانست. زیرا چنانچه ذکر شد تمدن تنها در صنعت و پیشرفت مادی خلاصه نمی گردد و تمدنی که نامکمل باشد، بی اساس بوده و سقوط آن حتمی است. این جاست که ما اکنون شاهد آن هستیم این تمدن نو پا که هنوز فقط سه قرن از عمرش بیش نگذشته، در پرتگاه سقوط قرار گرفته است، اما تمدن پویای اسلامی با گذشت بیش از چهارده قرن –گرچه فراز و نشیب های را طی نموده- تا هنوز طراوت و بالنده گی اش را حفظ نموده و به عنوان رقیب فاتح میدان در مقابل غرب ایستاده است.

غرب و تحریف تاریخ تمدن:

حقیقت تلخ این است که غربیان زمانی که سکان تحقیق و نوآوری علمی را بدست گرفتند پنهان کاری های زیادی کردند و تاریخچه ی تمدن را تحریف نموده و نام دانشمندان اسلامی را که عمر خویش را صرف بنیان گذاری در عرصه های علمی نموده بودند، را حذف نموده و با زیر پا گذاشتن امانت داری در استفاده از منابع مسلمانان تمام دست آوردها و کشفیات آنان را با نام خویش در تاریخ تمدن به ثبت رسانیدند. این جعل تاریخ تمدن تا هنوز بر اذهان جهانیان حاکم است و تا صحبت از کشف فلان علم و فلان پدیده ی طبیعی می شود فوراً نام فلان دانشمند غربی به ذهن مان می رسد و تاریخ آن نیز قرن هیچده و یا بعد از آن. در حالی که اگر صفحات زرین تاریخ تمدن اسلامی را ورق بزنیم به حقایقی حیرت آور بر خواهیم خورد و آن این که بنیانگذار اکثر علوم عصری مسلمانان بودند یعنی سنگ های زیربنای خانه ی تمدن را مسلمانان گذاشتند و غربیان تنها خشت کاری آن را نموده و رنگ و روغن نموده اند. حال چگونه غربیان را بانیان تمدن بنامیم؟!؟

حقیقت تلخ تر از آن نیز این است که حتی تا امروزه نیز که – غرب دم از امانتداری در علم می زند- در دانشگاه های غربی نامی از تاریخ تمدن اسلامی برده نمی شود و بلکه در اذهان دانشجویان تلقین می شود که اسلام دین منزوی، دین خشونت و ترور است و هیچگاه با عصر امروز تطابق پذیر نیست و عده ای از جوانان مسلمان ما نیز که مرعوب تمدن غرب قرار گرفته است و هیچ آگاهی از تاریخ تمدن خویش ندارند، طبیعی است که تحت تاثیر دانشگاه غرب قرار گیرند و دین خویش را دین تحجر بدانند و خواستار محدودیت آن در مساجد و عبادات شوند. آیا از این سانسوری بزرگتر در جهان سراغ دارید؟!

خدمات علمی مسلمانان برای جهان بشریت:

چه خوبست که اکنون صفحاتی از کتاب کهن تمدن اسلامی را ورق بزنیم و در آن شمه ای از دست آوردهای مسلمانان را در عرصه های علوم به خوانش بشینیم:

الجبر و هندسه:

محمد ابن موسی خوارزمی به عنوان کاشف الجبر محسوب می شود. خوارزم نام مکان تولد او که منطقه ای در ازبکستان امروزی است، می باشد.

او استفاده از «صفر» و اعشاریه را به میان آورد.

کلمه ی «Algebra» که امروزه درلاتین استفاده می¬شود از ریشه ی عربی گرفته شده که همان «الجبر» می باشد. عدد صفر نیز یک کلمه ی عربی است. تلاش و کارهای خوارزمی روی اعداد به نام «لگاریتم» یاد می شود. خوارزمی بر علاوه ی ارائه ی اعداد عربی چندین معادله¬ی ریاضی دیگر از جمله عملیات روی «کسرها» را نیز انکشاف داد.

یکی دیگر از چهره های مشهور ریاضی¬دان، عمرخیام است که حل معادلات درجه دوم را در الجبر و هندسه ارائه داد.

همچنین نصرالدین روی اشکال هندسی چهارضلعی، کروی و سطوح، مقالاتی نوشته است.

مثلثات:

مسلمانان اولین کسانی بودند که فرمول های ساین، تانجانت، کوتانجانت و… را در مثلثات بوجود آوردند. ابن موسی در قرن 18 حدود 800 مثال را در مثلثات ارائه داد. اثرهای او بعداً به از عربی به لاتین ترجمه گردیده و تا قرن 16 میلادی به عنوان منبع اصلی در غرب مورد استفاده قرار می¬گرفت.

فزیک و کیمیا:

کمال الدین آزمایشاتی را روی انکسار نور خورشید در قطرات باران انجام داد و در مورد پیدایش ابتدایی و ثانوی رنگین کمان تشریحاتی را ارائه داد.

داستان اختراع  پاندول «الموار» و ساعت آبی در میان همه مشهور است. نمونه¬ی ساعت آبی اختراع مسلمانان، توسط هارون الرشید خلیفه ی عباسی به پادشاه وقت فرانسه «امپراتور شارلمانیEmperor Charlemagne » هدیه فرستاده شد که موجب بهت و حیرت فرانسویان قرار گرفت. فرانسویان در ابتدا از این شی متحرک عجیب می ترسیدند و فکر می کردند که در داخل آن جنیات قرار دارند.

تاریخ نگار مشهور «کیبون Gibbons» در کتابش «سقوط امپراتور روم- جلد پنجمDecline and Fall of the Roman Empire » نوشته است: «علوم کیمیا پیدایش و پیشرفت خود را به مسلمانان مدیون است».

لازم به ذکر است که کلمه¬ی «Chemistry» که در لاتین استفاده می¬گردد، نیز از واژه ی «کیمیا» عربی به معنی نایاب گرفته شده است و نشان می-دهد که برای اولین بار مسلمانان این علم را اختراع نموده¬اند.

علوم تخنیک:

پیشرفت علم ماشینی یا تخنیک در اسلام نشانه¬ی نبوغ دانش مسلمانان در این عرصه است. موسی ابن شاکر بیش از 100 نوع ابزار میخانیکی را در کتابش شرح داده است.

رساله¬های برجسته ی دیگری نیز از مسلمانان شامل «الکتاب فی معرفه الحیاه الهندسیه» توسط عبدالفیاض بن الراض و «الکتاب میزان الحکمه» توسط الخازنی ثبت شده است. الخازنی همچنین روی دقت در وزن و جاذبه اجسام کارهای در خور توجه انجام داده است.

فزیک نور و کامره:

تحقیقات و کشفیات در عرصه ی فزیک نور و کامره برای اولین بار به ابن هیثم در 1038 میلادی بر می گردد. ابن هیثم همچنان تحقیقات زیادی در مورد چشم نموده و اعضای چشم را نام گذاری نموده بود: شبکیه، قرنیه، زجاجیه، عنبیه و… و در مورد وظایف هر کدام و شیوه¬ی عملکرد آن و انعکاس نور به تفصیل تشریحات داده است.

فرضیه¬ی نسبی:

قادحی ابوبکر فرضیه ی نسبی را در مورد زمان و مکان در قرن هشتم میلادی با معادلات الجبری و فزیک سماوی انکشاف داد. این نظریات به البرت انیشتین نسبت داده می شود که در قرن در حالیکه او 12 قرن بعد یعنی در قرن 20 به آن دست یافته است. اما جالب است بدانید که انیشتین طوری-که گفته شده است محل تولدش نه آلمان است و نه هم کشورهای اروپایی.

جغرافیه:

مسلمانان اولین کشفیات را در عرصه¬ی جغرافیا داشته اند. کشف کرویّت زمین در قرن نهم میلادی توسط مسلمانان از این جمله است. اولین بار نقشه ی زمین در دوران خلافت مأمون عباسی طرح گردید و طول محیط زمین تعیین گردید. مسلمانان مناطقی را در شمال اروپا و دنمارک را کشف نمودند، و بسیاری از محقیقین معتقدند که حتی قاره ی آمریکا توسط مسلمانان کشف گردید. متأسفانه بنا به تحریفات اروپاییان؛ این همه کشفیات به دانشمندان غربی نسبت داده می شود. «گالیله» به عنوان کاشف کروی بودن زمین و «کریستیف کلمپ» کاشف آمریکا شناخته می شوند.

«بیگوردین» از دانشمندان غربی می گوید: «از جمله دلایل پیشرفت علوم نجومی نزد اعراب، پیشرفت های قابل توجه آنان در ریاضیات بود، چرا که آن ها اساس حساب مثلثات را ابداع کردند و محیط کره¬ی زمین را با ابزارهایی که داشتند، عملاً محاسبه کردند، ارتفاع قطب را به دست آوردند و میزان خشکی ها و آب ها را به صورت تقریبی بیان کردند و طول دریای مدیترانه را هم به دست آوردند….». (3)

از جمله دانشمندان معروف مسلمان در علم جغرافیه می¬توان از رازی، ابوعبید البکری، العذری، الادریسی، ابن جبیر و ابن بطوطه نام برد.

صنعت کاغذ:

صنعت کاغذ از قدیمی ترین مهارت هایی است که مسلمانان به آن دست یافته بوده اند. از اوایل قرن هشتم میلادی صنعت کاغذ در سمرقند آغاز یافته بود و کاغذهایی با کیفیت مرغوب تهیه می گردید. مصر با داشتن اولین کارخانه ی کاغذ سازی در سال 900 میلادی مشهور بوده است. کشف نسخه های قدیمی نشان می¬دهد که اولین دست خط هایی نگاشته شده روی کاغذ، نسخه ی «غریب الحدید» است که عربی بوده و منسوب به «ابو عبید» سال 837 می باشد. این نسخه هم اکنون در کتابخانه¬ی پوهنتون لیدن «University of Leyden» در کشور هالند نگهداری می¬شود.

پیشرفت در عرصه¬ی صنعت:

کشور اندلس (اسپانیای امروزی) تحت قلمرو اسلام به عنوان یک مرکز صنعت مطرح بود. این کشور یکی از ثروتمندترین و برجسته ترین کشور اروپایی قلمداد می شد. با رهبری مسلمانان درین کشور صنعت بافت پشم، تولید ابریشم، سفال، ساخت جواهرات، صنعت چرم و تولید انواع عطر رشد فزاینده یافته بود. در قرون وسطی تجارت جهانی توسط مسلمین رونق گرفته بود. بغداد، بخارا و سمرقند تا قرن 16 میلادی به عنوان مراکز تجاری جهانی محسوب می شده اند.

 در این زمان –درحالی که اروپا در ظلمت و تاریکی فرورفته بود- در کتابخانه ی «بیت الحکمه» در قاهره در کشور مصر حدود دو ملیون کتاب وجود داشت. در کتابخانه¬ی «تریپولیTripoli» حدود سه ملیون کتاب موجود بود اما متأسفانه این کتابخانه ی باارزش در زمان تهاجم وحشیانه ی صلیبی توسط مسیحیان به آتش کشیده شد و تمام کتب آن حریق شد.

علوم طبی:

مسلمانان در عرصه ی دست آوردهای گسترده ای دارند. دانشمندان مسلمان در راستای طب وقایه، معالجوی، ادویه، جراحی، علم الوظایف، سرایت امراض، کشف گردش خون و…. خدمات ارزنده ای انجام داده اند. مسلمانان برای اولین بار شفاخانه¬های منظمی را جهت تداوی مریضان راه¬اندازی نموده بودند.

از جمله ی دانشمندان مشهور در عرصه ی طب می توان از ابن الخطیب، ابوبکر رازی، ابن سینا نام برد. (4)

موارد فوق شمه ای بود از خدمات علمی و تکنولوژی مسلمانان برای جهانیان. مسلماً نمی توان تمام این دست آوردها را در مقاله ی مختصر گنجانید، لذا شایقین این مباحث می توانند برای مزید معلومات به کتب معتبر درین زمینه مراجعه نمایند. (5)

اما آنچه در اخیر می خواهم بدان بپردازم این است که از پرداختن به حقایق فراموش شده چه هدفی را دنبال می کنیم. آیا بنا بر مثل «من آنم که رستم بوده است پهلوان» می خواهیم کارنامه های نیاکان خویش را به رخ دیگران بکشیم و ضعف فعلی گوشه های از جهان اسلام را پنهان کنیم؟! نه این چنین نیست و نخواهد بود. بلکه منظور را در چند نکته ی اساسی زیرین بیان می¬دارم تا هدف واضح گردد:

اتهام زدایی:

طوری که در فوق ذکر گردید غربیان همواره برای مرعوب نمودن مسلمانان کوشیده اند تا مسلمانان را عقب مانده، مصرفی، منزوی و متحجر قلمداد نمایند و از همه فجیع تر این که علل همه ی این مشکلات «اسلام» معرفی می نمایند. ازین رو، اکثر جوانان تحصیل یافته ی ما نیز با متأثر شدن از این جوّ هویت خویش را باخته و فکر می کنند که پیشرفت و ترقی، علم و تکنولوژی با نام غرب گره خورده و در انحصار غرب است و میلاد تمدن با همزاد رنسانس است و قبل از آن دیگر هیچ تمدنی وجود نداشته است. این یک اتهام آشکار است که باید دانشمندان مسلمان با در میان گذاشته و با بیان واضح این اتهام را از دامان اسلام و مسلمین پاک نمایند و بیش ازین نگذارند جوانان ما با خود باخته¬گی فریفته¬ی تمدن نوپای غربی که در حال سقوط است، شوند و دست از تلاش و کوشش برای بازیابی هویت خویش و اتکا بر دست آوردهای نیاکان خویش بردارند.

انحراف غرب:

هنگامی که مسلمانان کم کم از صحنه ی تحقیق و دانش اندوزی عقب نشینی نموده و در طرف مقابل غربیان با الهام از تمدن اسلامی وارد عرصه ی بیداری شده و با رهایی از اسارت خفقان آور کلیسا وارد عرصه ی کارزار پیشرفت و ترقی شدند، در استفاده از تمام جنبه های تمدن اسلامی -عمداً و یا نا خود آگاه- دچار اشتباه شدند. تمدن اسلامی از دو بخش مهم معنویت و مادیت تشکیل گردیده بود. اما غربیان تنها مادیت آن را گرفته و جنبه ی دیگر آن –معنویت- که رهنمود استفاده از جنبه ی قبلی آن بود، را فراموش نمودند. این بود که از همان ابتدا اخلاق را زیر پا گذاشتند و اکثر دست آوردهای مسلمانان را با نام خود ثبت نموده و تاریخ تمدن را تحریف نمودند، آن ها به این هم اکتفا ننموده و برای نابودی کسانی که باید تمدن خویش را مدیون آن ها می دانستند، کمر همت بستند و قرن ها برای سطله بر آن ها به استعمار، استثمار، نسل کشی، فساد، تجاوز و اشغال و…. دست زدند. این است که می باید چنین تمدنی تاوان این همه جور و جفا را واپس بدهد. ازین رو، تمدن یک جانبه و تکروانه ی غرب هر روز بیش از پیش در باطلاق فساد، تباهی، پوچی و بی هویتی فرو می رود و هر چه بیشتر تلاش می کند، بیشتر فرو می رود.

نکته ی اصلی که باید واضح شود این است که مسلمانان در صدد انتقام از غربیان درین قضیه نیستند برای غرب هنوز هم فرصت است تا به عقب نظری بیاندازد و ببیند که گمشده اش را که در روز اول فراموش نموده بود، را نیز با خود برگیرد و آن همان «معنویت اسلام» است و در پرتو آن به سعادت و عظمت برسد. چیزی امروزه چیز فهمان غرب را به خود مشغول داشته و به دنبال گمشده ی شان می گردند، و با کرنش در مقابل حقیقت پویای اسلام به آرامش حقیقی زنده گی می رسند.

برگشت به مجد و عظمت:

مورد خطاب نکته ی اخیر باز هم خود مسلمانان و به خصوص جوانان مسلمان هستند، مسلمانانی که روزی سکاندار پیشرفت و ترقی در جهان بودند و با درایت و تدبیر حق طلبانه و عدالت خواهانه ی شان جهان را به سعادت دنیا و آخرت رسانیدند.

اگر امروزه غرب به عنوان رهبر تمدن جهانی با شعارهای فریبنده ی رهبری و نظم نوین جهانی، تأمین ارزش های انسانی، حقوق بشر، آزادی و رهایی انسان ها از قید زورگویان در این گوشه و آن گوشه ی جهان می تازد و انسان ها را برده و اسیر خویش می گرداند، خلای تلاش و تکاپوی ما مسلمانان است که رسالت خویش را در رهایی انسان ها از برده¬گی مردمان (قدرت طلب) به سوی بنده گی الله تعالی و از تنگی دنیا به فراخی آخرت غافل مانده ایم و فراموش نموده ایم که کلام پاک الله متعال ما را به بازگشت به این امر مهم فرا می خواند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏× وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ‏(حج 77-78)

«اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! (براي آفريده گار خويش) ركوع و سجده كنيد و پروردگار خود را پرستش نمایيد و كارهاي نيك انجام دهيد، تا اين كه رستگار شويد. و در راه خدا جهاد و تلاش كنيد آن گونه كه شايسته جهاد و بايسته تلاش در راه او است. خدا شما را (از ميان مردم براي ياري دين خود) برگزيده است (و به شما شخصيّت و عظمت بخشيده است) و در دين كارهاي دشوار و سنگين را بر دوش شما نگذاشته است (و بلكه تكاليف و وظائفي مقرّر نموده است كه با فطرت سالم هماهنگ و با توان انساني سازگار است. اين دين همان) آیين پدرتان ابراهيم است. خدا شما را قبلاً (در كتاب هاي پيشين) و در اين (واپسين كتاب) مسلمين ناميده است (و افتخار تسليم در برابر فرمان هاي الهي را به شما داده است و شما را الگو و اسوه حسنه ملّت-هاي ديگر كرده است) تا پيغمبر (با شهادت عملي خود) گواه بر شما باشد و شما هم (با شهادت عملي خود) گواه بر مردمان باشيد (و رفتار و كردارتان به عنوان امت نمونه، محكّ سنجش اعمال سايرين، و الگوي بارز خداپرستان راستين گردد). پس (براي حصول اين منظور) نماز را بخوانيد و زكات مال به در كنيد و به خدا چنگ زنيد كه سرپرست و ياور شما او است، و چه سرور و ياور نيك و چه مددكار و كمك‌كننده خوبي است!»‏

زمانی مسلمانان رهبری جهان را در دست داشتند و ارزش های جهانی را اسلام تعیین می نمود، در پرتو رهبری اسلام حقوق بشر تأمین بود، انسان¬ها مانند امروز غلام زورگویان و هوس پرستی دنیا طلبان نبودند، ملت¬های مظلوم قربانی سلطه¬طلبی مستکبران نبودند و… اما از زمانی که شما مسلمانان صحنه را ترک کردید آتش شرارت شرارت طلبان تمام جهان را سوزانید. آیا باز زمان آن نرسیده است که دوباره برای آزادی ملت¬های ستم دیده از چنگال طاغوتیان زمان به پا خیزیم:

‏أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ (حدید/16)

«آيا وقت آن براي مؤمنان فرا نرسيده است كه دل هاي شان به هنگام ياد خدا، و در برابر حق و حقيقتي كه خدا فرو فرستاده است، بلرزد و كرنش برد؟ و آنان همچون كساني نشوند كه براي آنان قبلاً كتاب فرستاده شده است و سپس زمان طولاني بر آنان سپري گشته است، و دل هاي شان سخت شده است، و بيشترشان فاسق و خارج (از حدود دين خدا¬) گشته‌اند».

قیمومیت مسلمانان رسالت فداکاری است؛ نه سلطه طلبی:

‏وقتی مسلمانان خود را قیموم جهانیان می¬خوانند و برای قرار گرفتن در جایگاه رهبری جهان تلاش می کنند این بدان معنی نیست که مانند غربیان امروز از این سکوی سو استفاده نموده و با شعار هدایت انسان ها سعی در استعمار و تحت سلطه قرار دادن آن ها بنمایند. بلکه انسان مسلمان تلاش برای رهبری جهان و تحکیم دین خداوند بر جهان را رسالت خویش می داند که از جانب الله تعالی برایش تفویض گردیده و در راه انجام این رسالت هیچ پاداش دنیوی را مدنظر ندارد، بلکه تنها انتظارش رسیدن به رضای خداوند منان و همان جنتی است که پروردگار وعده اش را داده است.

إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ (توبه/111)

«بي گمان خداوند (كالاي) جان و مال مؤمنان را به (بهاي) بهشت خريداري مي‌كند».

شهید امام حسن البناء (رحمه الله) در کتاب سلسله ی تعالیم ادای این رسالت را فداکاری می داند و نکات ظریفی را نگاشته است:

«شخص مسلمان، دنیای خود را برای دعوتش وقف می کند، تا در ازای فداکاری اش، آخرت را به دست آورد. فاتح مسلمان همچون استادی به نور، هدایت، مهربانی و مهرورزی آراسته می شود. پس فتوحات اسلامی، فتوحات مدنیت، ارشاد و تعلیم است. این کجا، و آنچه استعمار غربی هم اکنون انجام می دهد، کجا؟». (6)

آری، تفاوت را ببینید زمانی که عمرو بن عاص(رضی الله عنه) برای فتح مصر وارد مرزهای آن کشور می شود، در شب برای استراحت لشکر مسلمین، خیمه ها را بر پا می کنند. صبح وقت جمع کردن خیمه ها با نهایت تعجب می بینند که روی خیمه ی امیر لشکر، پرنده یی آشیانه ساخته است، از نهایت مهربانی و عطوفت حتی نسبت به پرنده گان، امیر لشکر دستور می دهد تا خیمه را به حال خود بگذارند و پرنده را آزار ندهند. بعد از فتح مصر در همان مکان مسجد با شکوهی ساخته می شود.

آری، صداقت، عدالت و مهربانی لشکریان اسلام در هنگام فتوحات اسلامی را ملاحظه نمایید که همچون قاصدان رحمت فقط سعی دارند تا سفیران صلح و آزادی برای بنده گان خدا باشند، نه فاتحان خون ریز و سلطه طلب! و آن ها را به راستی با مدعیان صلح و گسترش دهنده گان حقوق بشر و آزادی امروزی مقایسه نمایید! آیا قابل مقایسه اند؟!

‏————–

پی نوشت ها:

(1). گرچه اکثر کشورهای اسلامی دارای قوه های اساسی هستند اما نظر به تأثیر پذیری از استعمار حاکمه هنوز جایگاه خویش را باز نیافته اند، اما هم اکنون کشورهای اسلامی چون اندونیزی، ترکیه، مالیزی، ایران، پاکستان و… هرکدام از نظر اقتصادی، صنعتی، نظامی و تأثیرگذاری سیاسی جز کشورهای مطرح جهان محسوب می شوند.

(2). دستاوردهای تمدن اسلامی و نقش آن در رنسانس، تالیف عبدالله ناصح علوان، ترجمه مولود مصطفایی، صفحه11، چاپ 1384، نشر احسان.

(3). همان منبع صفحه44

(4). معلومات «دست آوردهای علمی مسلمانان» از منبع زیر ترجمه شده است:

مقاله ی انترنتی The contribution of Islam to the world civilization از سایت اسلام آن لاین   Islamonline.net

(5). کتاب های زیر را برای مطالعه¬ی نسل جوان پیشنهاد می¬نمایم:

الف: «دستاوردهای تمدن اسلامی و نقش آن در رنسانس»، تالیف عبدالله ناصح علوان، ترجمه مولود مصطفایی

ب: «کارنامه ی اسلام» نوشته ی مرحوم زرین کوب.

ج: «دانش مسلمین» نوشته ی محمد رضا حکیمی.

(6). بیداری اسلامی، تألیف امام حسن البناء، ترجمه مصطفی اربابی، صفحه ی 53، چاپ 1388، نشر احسان